آرتین آرتین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

قندعسل مامان

جشن تولد دو سالگی

شب تولد آرتین به مناسبت تولد گل پسرمون رفتیم میدان نقش جهان،یه دوری توی بازارش زدیم و بادکنک خریدیم و بعد از سالها نشستیم روی چمنها و فالوده بستنی خوردیم و برای اولین بار سوار کالسکه شدیم خیلیییییی خوش گذشت ،جای همه دوستان خالی.من تخت جمشید و چادگان کالسکه سوار شده بودم ولی اینجا خیلیییی خوب بود چون میدون منظره خیلی زیبایی داره. امسال قرار بود یه جشن تولد 3 نفره داشته باشیم،چون نمی خواستیم کسی توی زحمت بیفته.ولی در دقایق آخر شب قبل از تولد تصمیم عوض شد و 3 نفر تبدیل شد به حدود 30 نفر  چون فکرشو کردیم دیدیم همه که زحمت کادو را کشیدند پس چه بهتر که دور هم باشیم. حالا فکرشو بکنید من هییییچ کاری نکرده ...
14 خرداد 1392

تولد دو سالگی

چه روز قشنگی بود روز شکفتنت و امروز تکرار اون روز قشنگ خداست... روزی که خدا یکی از بهترین فرشته هاشو به زمین فرستاد روزی که برای همیشه در ذهنمون حک شده و هیچ گاه فراموشمون نمیشه... عزیزدل مامان و بابا تولدت مبارک   آرتین یک روزه آرتین یکساله آرتین دو ساله امروز وبلاگت هم یکساله شد.الان که داشتم دنبال عکس میگشتو دوباره کلی مرور خاطرات کردم و هنوز در عجبم تو کی اینقدر بزرگ شدی!!! ولی همه لحظات با تو بودنو دوست دارم ، لحظه لحظه اش یادآور خاطرات خوشی است. نمیتونم چیزی بگم،فقط اینو بدون که من و بابا عاشقانه دوستت داریم........ ...
8 خرداد 1392

دو روز تا دو سالگی

این روزها اصلا حس نوشتن ندارم ولی دلم نیومد تا قبل از تولدت پست جدید نداشته باشی. توی این چند هفته که نتونستم بنویسم خیلی اتفاقها افتاد.مثل عروسی دختر عمه من،پیدا شدن موش تو اتاق عمه الهام که خیلیییی باحال و در عین حال وحشتناک بود(فکر کنید من آرتین به بغل پریدم رو صندلی و ایستادم)رفتن بابابزرگ و عمه الهه و عمو محسن به کربلا،عمل چشم مادر که آرتین گلم خیلی ناراحت شد وقتی مادرو با چشم بسته دید،انشااله زودتر چشمشون خوب بشه،مادرم خیلی ماهه. خاطره آرتین از موش: -آرتین موش کجا بود؟ آرتین:آتاق عمه دِلا -مامان موش دید چیکار کرد؟ آرتین:بووییییی(همراه با لرزیدن) -عمه چیکار کرد؟ آرتین:بوووویییی -بابا چیکار کرد؟ آرتین: موش بولون(موش را ...
6 خرداد 1392
1